خوبید؟؟؟؟؟؟
خوشید؟؟؟؟
من که خوب نیستم.آخه وقتی مدرسه ها شروع میشه بویه درس و مشق هم یه جورایی به مشام آدم
میخوره که این اصلا خوب نیست.و یه چیزه دیگه که مدرسه رو به کابوس به تبدیل میکنه صبح زود بیدار
شدنه.
البته من امسال مدرسه ام زیاد از خونه مون دور نیست به خاطره همین میتونم تا ۷ صبح بخوابم.
خب یه چیزه دیگه که تویه مدرسه ی جدیدمون بده اینه که این مدرسه به دلیل نمونه بودنش سهمیه ی
روستایی هایی که قبول میشن ۷۰ درصده.پس با این حساب بیشتره دانش آموزایه کلاسمون روستایی
هستن.اصلا نمی تونم باهاشون رابطه برقرار کنم.شاید فقط من این مشکل رو داشته باشم.یه جورایی
احساس میکنم که اگه وضعیت این طوری پیش بره من کم کم فسرده(=افسرده)میشم.ولی دیگه
چیکارش میشه کرد باید بری مدرسه ی خوب تا در آینده یه کسی بشی.
خب من دیگه باید برم فقط اومدم که به اطلاعتون برسونم که شاید من در طول دوران مدرسه خیلی کم
آپ کنم ولی نظرایه زیباتونو حتما می خونم.پس از حالا خداحافظ تا وقتی که دوباره آپ کردم.
خیلی دوستون دارم.در این مدت تابستون هم خیلی متشکرم که با نظرایه زیباتون من رو به کارم امیدوار
می کردید.























