تبليغاتX
*عکس های جدید*

*عکس های جدید*
مرضیه
سلام دوستای خوبم.

 

خوبید؟؟؟؟؟؟

 

خوشید؟؟؟؟

 

من که خوب نیستم.آخه وقتی مدرسه ها شروع میشه بویه درس و مشق هم یه جورایی به مشام آدم

میخوره که این اصلا خوب نیست.و یه چیزه دیگه که مدرسه رو به کابوس به تبدیل میکنه صبح زود بیدار

شدنه.

البته من امسال مدرسه ام زیاد از خونه مون دور نیست به خاطره همین میتونم تا ۷ صبح بخوابم.

خب یه چیزه دیگه که تویه مدرسه ی جدیدمون بده اینه که این مدرسه به دلیل نمونه بودنش سهمیه ی

روستایی هایی که قبول میشن ۷۰ درصده.پس با این حساب بیشتره دانش آموزایه کلاسمون روستایی

هستن.اصلا نمی تونم باهاشون رابطه برقرار کنم.شاید فقط من این مشکل رو داشته باشم.یه جورایی

احساس میکنم که اگه وضعیت این طوری پیش بره من کم کم فسرده(=افسرده)میشم.ولی دیگه

چیکارش میشه کرد باید بری مدرسه ی خوب تا در آینده یه کسی بشی.

خب من دیگه باید برم فقط اومدم که به اطلاعتون برسونم که شاید من در طول دوران مدرسه خیلی کم

آپ کنم ولی نظرایه زیباتونو حتما می خونم.پس از حالا خداحافظ تا وقتی که دوباره آپ کردم.

خیلی دوستون دارم.در این مدت تابستون هم خیلی متشکرم که با نظرایه زیباتون من رو به کارم امیدوار

می کردید.

 

پس فعلا خدانگهدار



نوشته شده در تاريخ شنبه چهارم مهر 1388 توسط مرضیه
سلام دوستان.

 

خوبیددددد؟؟؟؟؟؟

 

چی کارا می کنید با غم و غصه ی تموم شدنه تابستون؟؟؟؟

 

من که خیلی ناراحتم.

 

اخه امسال من اصلا تابستون درست و حسابی نداشتم.

 

اولش که تعطیل شدیم می خواستم بزنم تو سر و برایه امتحان ورودی دبیرستان می خوندم.

 

که البته من که خیلی کم خوندم آخه حوصله ی درس نداشتم.مخصوصا بعدار امتحانایه نهایی آخر سال.

 

بعدشم که امتحان دادیم تو فکر این بودیم که قبول شدیم یا نه؟؟

 

بعدم که نتیجه ها اومد تا یه هفته تو کف قبول شدنمون بودیم.

 

بعدشم که یه هفته بعدش ماه رمضان اومد

 

و برایه هم اونایی که روزه رفتن  و هم اونایی که روزه نرفتن بد شد.

 

خلاصه حالاهم که دارم از غصه ی مدرسه میدقم.(=دق می کنم)

 

خب خداییش چند روز روزه رفتین؟؟؟؟

 

مثل اینکه خیلی نوشتم.

 

برم ببینم عکس خوب دارم که براتون بذارم.

                             

خب متاسفانه عکسی یافت نشد.

 

دوستون دارم.

 

نظر زیادم فراموش نشه.

 

فعلا.

 

 

 



نوشته شده در تاريخ شنبه چهاردهم شهریور 1388 توسط مرضیه

سلام دوستای گلم.

حالتون خوبه؟؟؟؟؟

 

چه خبر؟؟؟؟؟؟؟

 

چیکار می کنید با ماه رمضان و روزه؟؟؟؟؟؟

 

من که فعلا با هر بدبختی هست دارم روزه می گیرم.

فکر کنم تا آخره ماه این شکلی بشم.

 

ولی این سختی ها به افطارش می ارزه.

 

آخه موقع افطار آدم این قدر ولع داره که نمی دونه از کدوم غذا باید بخوره.

 

البته شاید فقط من این طوری هستم.

 

شما هم این طورید؟؟؟؟؟؟

بچه ها من با دوتا دوستایه مدرسه ایم یه وبلاگ ساختیم.

 

اگه وقت کردید حتما یه سر بهش بزنید.

 

نظر زیادم فراموش نکنید.آخه این وبلاگ تازه کاره.

 

شما که نظر بدید نویسنده هاش به کارشون بیشتر علاقه مند میشند.

آدرسش اینه که می نویسم.البته تو پیوندا هم هست.

 

http://friends-for-ever.blogfa.com

 

خب من می خوام عکسای عروسکی بذارم.

 

                    

      

  

       

          

             

 

   

 

خب من دیگه می خوام برم.

 

نظر زییییییییییییییییاد فراموش نشه.

 

فعلا.



نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم شهریور 1388 توسط مرضیه
درباره وبلاگ

من مرضیه کلاس اول دبیرستان هستم.این وبلاگ رو ساختم تا هر وقت نوجوونی مثل خودم

حوصله اش سر رفت بیاد و به اینجا سر بزنه.اینجا موضوع مشخصی نداره.هربار از یه چیزی براتون

میذارم.امیدوارم دوست داشته باشین.اگه چیزایه بیشتری خواستین از من بدونید یه نگاهی به

پروفایلم بندازید.راستی هیچ وقت نظرو فراموش نکنید.
bahar 20